جاده

امان از این جاده زندگی. . . .  اصلا براش مهم نیست کی و کجا توش افتاده فقط رفتن می دونه و بس ، برای تو و باور هایت هم تره خورد نمی کنه اصلا براش اهمیت هم نداره چمدانت را باز کرده ای یا کوله بارت برای جدا شدنه صد دفعه هم که بزنی جاده خاکی خم به ابرو نمی آره  ؛  واسه اینکه همیشه سرکارت بگذره هم ، انقدر با هزاران ترفند و بالا وپائینت می کنه که هیچ وقت متوجه نشوی واقعا کجای کاری . . . واست شهر می سازه پراز آدم های جور وا جور که نقاب بدست انقدرپشت بادهای تینت مسمومشون  انواع واقسام جملات و واژه هارو نجویده قورت دادند دیگه خودشون رو هم جلو آیینه باور نمی کنند . حرف ، حرفه دیگه ، خب اون هم که باد هواست . . دلخوری ندارکه . . . . ویک وقت به خودت می آیی که بوق معابر به عزا وشیون و زاری فریاد می زنه . . . فلانی هم رفت . . . .       


  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • انوشه گلبن
    • جمعه ۹ خرداد ۹۳

    برای محمد . . .


    از دلتنگی دیدار نگو ، در مانده ترینم

    از بی کسی راه نگو ، تنها ترینم

    این سایه و روشنِ  خاطر و یاد

    این قاب خالی  آن نیمکت پارک

    آن میز پشت کرده به شیشه

    وآن قهوه داغ تر از گپ یار

    یک بار دگر گر نفسی پا دهد شاید

    دیدار کنار آید و هم سخنی شاد

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • انوشه گلبن
    • چهارشنبه ۷ خرداد ۹۳

    ترجمه

    خواهش می کنم 
    بیا..

    قهوه ای سفارش داده ام
    و از ترسِ آنکه
    مبادا دیر برسم
    کیف پولم را فراموش کرده ام.

    - مرام المصری، ترجمه‌ی سیدمحمد مرکبیان
  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۳ ]
    • انوشه گلبن
    • جمعه ۲ خرداد ۹۳

    درآرزوی باور

    توی شهری پراز رنگ و نورو دود

    من ، اینجا ، تنها با همه زنانکی خویش

    اسیر در پرده توهمات پوسیده در زمان

    متهم به نا کرده ها، پای در بند قانونِ بی قانونی

    چگونه باورم شود ، اعتماد همراهی

    چگونه باورم شود این خواستن های واهی

    چگونه از میان گرگهای شیک پوش

    باورم شود فصل همدلی ، فصل عاشقی

  • ۰ پسندیدم
    • انوشه گلبن
    • چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۳

    به جرم زن بودن


    وقتی جلو آیینه می ایستم ،  صدا ها و زمزمه های دور برم بیشتر میشه  و باورم می شود آیینه خواصیت سمعکی داره . . . .

    از دست این پژ وک ها . . . . دارم دیونه میشوم از این همه سئوالی که جوابهایش جواب نیست اما دست از سرذهنم زندگی و روحم بر نمی داره

    برده داری بد ترین نوع هجوم وسلب حقوق اجتماعی انسانه . . . اما وقتی کسی  بدون اجازه قیم قانونی!!! حق از دواج نداره وقتی حق شادبودن . . حرف زدن . . نگاه کردن . . حتی یک ابراز احساس رانداره . . . یعنی باز هم . . . . .

    رگ غیرت شون عین فنرمی زنه بالا اگر کسی یا کسانی به تشخیص  کاملا آبکی خودش مزاحم بشه. . ولی  همون غیرتی با هزار ترفند و دروغ دنبال باز بینی پشت لبا س جنس مخا لفه ؟؟؟؟

    اونطرفی ها حق دارند همه چیز را تجربه کنند حتی  کثیف ترین ترفند ها را برای هوس های واهی . . اما کمی بالا بودن سربند من جنایتی است کیفری قابل ارجاع به دادگاه لاهه ؟؟؟؟

    راستی  اجهاف و تبعیض یعنی چه ؟؟ با این  هیاهو ها زیر فشار تیر باران  اتهامات از قبل محکوم بودن . . . . دست و پا بسته غرق شدن در اقیانوس چهار چوب و قوانین نا نوشته . . . . یعنی همه به خاطر اینکه زن هستم ؟؟!!! اما جرا ؟

  • ۰ پسندیدم
    • انوشه گلبن
    • يكشنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۳

    در این زمانه . . . .

    در این زمانه بی های و هوی لال پرست

    خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

    چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را

    برای این همه ناباور خیال پرست؟

    به شب نشینی خرچنگ های مردابی

    چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

    رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

    به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

    رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست

    کمال دار برای من کمال پرست

    هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست

    به چشم تنگی نا مردم زوال پرست

    "محمد علی بهمنی"

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • انوشه گلبن
    • پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۳

    شاید آن روز . . . .

    این روز ها هیچی سر جای خودش نیست . . .    همه چیز تلخ است و سرد . . .  وناباوری حتی در تنها ترین لحظه تنهایی گریبانمان را رها نمی کند . زندگی برای ما آدمها دررابطه باهم خلاصه شده واین ارتباط بی کلام میسر نیست اما وقتی مفهوم واژه ها دو گانه و گاه چند گانه پنهان در لفافی رنگین می شود وقتی بیان ما تنها برای عبور از تنگناهای تاریک زندگی ، گذرگاه های سخت ،  تامین وفرونشاندن هوسهای زود گذرکار برد دارد نه برای تکیه کردن و همراه شدن ، تردید جای همه باور هاراپر می کند واعتماد این اولین سنگ بنای همراهی  برسرقله قاف ساکن می شود شاید روزی بیاید باورکنیم صداقت همراهی را شاید روزی طعم باران دل نشین شود شاید زمانی برسد که درخشش چشمان مهربانی دلمان را گرم کند  شاید جایی دوباره چشم ما از دیدن عاشقی نمناک شود  شاید . . . . . اما کاش آن روز و آن زمان دیرودور نباشد  

     

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • انوشه گلبن
    • سه شنبه ۲۳ ارديبهشت ۹۳

    روز نوشت تهران

    دلبستگی ریشه در همه‌ی وجودِ معشوق دارد. تُنِ صدایش که بیشتر وقت ها به آن عادت کرده ای و کافی ست مغزت سکوت کند تا اوج وُ فرودهاش را لمس کنی. حرکتِ ظریف انگشتانش به هنگامِ گوش دادنِ موسیقیِ دلخواهش. نگاهش که تو را در جهان زیباتر می کند. تحملِ شانه هاش. آخرین تصویر از آن فاجعه. اولین تصویر از نخستین دیدار. شکلِ مهربانِ آرزو کردن به وقتِ سرخوشی.

     ریشه ی دلبستگی که به جهان می رسد، شورِ باز پیش رفتن وُ نیفتادن در پاهایت بیدار می شود. دلبستگی را بد نام کرده اند وگرنه دوست داشتن و دوست داشته شدن به حتم فاصله ها را پُر نکند انسان ها را به هم نزدیک می کند.

    | ،سیدمحمد مرکبیان |

  • ۰ پسندیدم
    • انوشه گلبن
    • دوشنبه ۲۲ ارديبهشت ۹۳

    این روز های کپک زده

    توی بالا و پایین کردن پله های ساختمون ، یاد چشمهای اشگ بار زنی افتادم که مقابل میز قاضی ایستاده بود والتماس می کرد برای اجازه دیدن همسرش که ظاهرا یک نزول خور آزادی اش را گرفته بود . . . . .

    یک آن به یاد زندگی خودم افتادم و همه سازش ها و همه فراموش شدن ها. . .

    یادهمه آن چیز هایی که مخالفش بودیم و حالا ملاک زندگی شده

    یاد تلاشهایی که صادقانه برای اثبات گفته هایم ، اعتقاداتم به زندگی انجام دادم

    یاد دیدنی هایی که دیده نشد . . .  شبهایی که اتاق و تنهایی خاطرات را آتش جانم می کند

    یاد سکوت هایم . . . یاد تهمت هایی که خلافش بارها و بارها ثابت شد 

    با این همه زخم و رنج باید که مجنون باشم که باز هم به عاشقی و عشق ایمان داشته باشم اما هنوزهم باوجود این بوی تعفنی که از کپک های خاطرات ، از گندی که ناخواسته به زندگی ام زده شده. . . . ته دلم عاشقی می داند و به عشق ایمان دارد

     

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • انوشه گلبن
    • يكشنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۳

    باور

    میان باورِمن و توهم تو

    فاصله ایست ، ازبودن تا رفتن

    بودن برسرعاشقی تا جنون

    رفتن از سر شاخه ای به آن دیگری


  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • انوشه گلبن
    • شنبه ۲۰ ارديبهشت ۹۳
    همسفر های گرامی
    استفاده از شعر ها فقط درصورت ذکر منبع مجاز است
    درغیر این صورت موجب پی گرد هردودنیا می گردد