هم سفر

عمومی

هم سفر

عمومی

هم سفر

همسفر های گرامی
استفاده از شعر ها فقط درصورت ذکر منبع مجاز است
درغیر این صورت موجب پی گرد هردودنیا می گردد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۱
ارديبهشت

توی شهری پراز رنگ و نورو دود

من ، اینجا ، تنها با همه زنانکی خویش

اسیر در پرده توهمات پوسیده در زمان

متهم به نا کرده ها، پای در بند قانونِ بی قانونی

چگونه باورم شود ، اعتماد همراهی

چگونه باورم شود این خواستن های واهی

چگونه از میان گرگهای شیک پوش

باورم شود فصل همدلی ، فصل عاشقی

  • انوشه گلبن
۲۸
ارديبهشت


وقتی جلو آیینه می ایستم ،  صدا ها و زمزمه های دور برم بیشتر میشه  و باورم می شود آیینه خواصیت سمعکی داره . . . .

از دست این پژ وک ها . . . . دارم دیونه میشوم از این همه سئوالی که جوابهایش جواب نیست اما دست از سرذهنم زندگی و روحم بر نمی داره

برده داری بد ترین نوع هجوم وسلب حقوق اجتماعی انسانه . . . اما وقتی کسی  بدون اجازه قیم قانونی!!! حق از دواج نداره وقتی حق شادبودن . . حرف زدن . . نگاه کردن . . حتی یک ابراز احساس رانداره . . . یعنی باز هم . . . . .

رگ غیرت شون عین فنرمی زنه بالا اگر کسی یا کسانی به تشخیص  کاملا آبکی خودش مزاحم بشه. . ولی  همون غیرتی با هزار ترفند و دروغ دنبال باز بینی پشت لبا س جنس مخا لفه ؟؟؟؟

اونطرفی ها حق دارند همه چیز را تجربه کنند حتی  کثیف ترین ترفند ها را برای هوس های واهی . . اما کمی بالا بودن سربند من جنایتی است کیفری قابل ارجاع به دادگاه لاهه ؟؟؟؟

راستی  اجهاف و تبعیض یعنی چه ؟؟ با این  هیاهو ها زیر فشار تیر باران  اتهامات از قبل محکوم بودن . . . . دست و پا بسته غرق شدن در اقیانوس چهار چوب و قوانین نا نوشته . . . . یعنی همه به خاطر اینکه زن هستم ؟؟!!! اما جرا ؟

  • انوشه گلبن
۲۵
ارديبهشت

در این زمانه بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را

برای این همه ناباور خیال پرست؟

به شب نشینی خرچنگ های مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست

کمال دار برای من کمال پرست

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست

به چشم تنگی نا مردم زوال پرست

"محمد علی بهمنی"

  • انوشه گلبن
۲۳
ارديبهشت

این روز ها هیچی سر جای خودش نیست . . .    همه چیز تلخ است و سرد . . .  وناباوری حتی در تنها ترین لحظه تنهایی گریبانمان را رها نمی کند . زندگی برای ما آدمها دررابطه باهم خلاصه شده واین ارتباط بی کلام میسر نیست اما وقتی مفهوم واژه ها دو گانه و گاه چند گانه پنهان در لفافی رنگین می شود وقتی بیان ما تنها برای عبور از تنگناهای تاریک زندگی ، گذرگاه های سخت ،  تامین وفرونشاندن هوسهای زود گذرکار برد دارد نه برای تکیه کردن و همراه شدن ، تردید جای همه باور هاراپر می کند واعتماد این اولین سنگ بنای همراهی  برسرقله قاف ساکن می شود شاید روزی بیاید باورکنیم صداقت همراهی را شاید روزی طعم باران دل نشین شود شاید زمانی برسد که درخشش چشمان مهربانی دلمان را گرم کند  شاید جایی دوباره چشم ما از دیدن عاشقی نمناک شود  شاید . . . . . اما کاش آن روز و آن زمان دیرودور نباشد  


  • انوشه گلبن
۲۲
ارديبهشت

دلبستگی ریشه در همه‌ی وجودِ معشوق دارد. تُنِ صدایش که بیشتر وقت ها به آن عادت کرده ای و کافی ست مغزت سکوت کند تا اوج وُ فرودهاش را لمس کنی. حرکتِ ظریف انگشتانش به هنگامِ گوش دادنِ موسیقیِ دلخواهش. نگاهش که تو را در جهان زیباتر می کند. تحملِ شانه هاش. آخرین تصویر از آن فاجعه. اولین تصویر از نخستین دیدار. شکلِ مهربانِ آرزو کردن به وقتِ سرخوشی.

 ریشه ی دلبستگی که به جهان می رسد، شورِ باز پیش رفتن وُ نیفتادن در پاهایت بیدار می شود. دلبستگی را بد نام کرده اند وگرنه دوست داشتن و دوست داشته شدن به حتم فاصله ها را پُر نکند انسان ها را به هم نزدیک می کند.

| ،سیدمحمد مرکبیان |

  • انوشه گلبن
۲۱
ارديبهشت

توی بالا و پایین کردن پله های ساختمون ، یاد چشمهای اشگ بار زنی افتادم که مقابل میز قاضی ایستاده بود والتماس می کرد برای اجازه دیدن همسرش که ظاهرا یک نزول خور آزادی اش را گرفته بود . . . . .

یک آن به یاد زندگی خودم افتادم و همه سازش ها و همه فراموش شدن ها. . .

یادهمه آن چیز هایی که مخالفش بودیم و حالا ملاک زندگی شده

یاد تلاشهایی که صادقانه برای اثبات گفته هایم ، اعتقاداتم به زندگی انجام دادم

یاد دیدنی هایی که دیده نشد . . .  شبهایی که اتاق و تنهایی خاطرات را آتش جانم می کند

یاد سکوت هایم . . . یاد تهمت هایی که خلافش بارها و بارها ثابت شد 

با این همه زخم و رنج باید که مجنون باشم که باز هم به عاشقی و عشق ایمان داشته باشم اما هنوزهم باوجود این بوی تعفنی که از کپک های خاطرات ، از گندی که ناخواسته به زندگی ام زده شده. . . . ته دلم عاشقی می داند و به عشق ایمان دارد

 

  • انوشه گلبن
۲۰
ارديبهشت

میان باورِمن و توهم تو

فاصله ایست ، ازبودن تا رفتن

بودن برسرعاشقی تا جنون

رفتن از سر شاخه ای به آن دیگری


  • انوشه گلبن
۱۵
ارديبهشت

باید زل بزنی

به مردمان چشم ها

سکوت کنی

فکر نکنی

و بگذاری حرفی از آنها سر ریز کند بر وجودت...

چشم هایم لال می میرند

وقتی چشم دیدنشان را نداری

+ مهدیه لطیفی+


  • انوشه گلبن
۰۹
ارديبهشت


اصراری به تکیه کردن نیست

وقتی تکیه کردن، زخم تیکه شدن را

به یاد می آورد

 اجباری نیست به همراهیِ پای  خسته

 وقتی هیچ همراهی  پای خسته را نمی فهمد

 شاید بودن همان رفتن است 

وقتی اعتماد با سکوت دفن می شود

وقتی وحشت تجربه

همه فردا را خاکستر می کند

  • انوشه گلبن
۰۸
ارديبهشت


عادت بدی کرده ایم . . . وخواسته و نا خواسته گاه چنان علاقه مندی به سرک کشیدن  درون زندگی دیگری  احاطه مان می کند که بی جهت برایش دلیل می تراشیم . (احساس صمیمیت ، سبک شدن، دوستی و کمک به همنوع  )  دلایلی که خودمان هم باورنداریم  و از همین سرک کشیدن ها اطرافیان را ندانسته به خود درون مان معرفی می کنیم ، به قضاوتش می نشینیم ، به دیگران رسوا یش می کنیم. . . . .    وقتی سکوت  سد راهی برای ارضاء شدن می شود  آن وقت طرف یا منزوی ارزیابی می شود ویا مرموز. . . . باورمان نمی شود اگر قرار به دانستن چیزی باشد ابتدا نیاز به ایجاد اعتماد است و این حاصل نمی شود وقتی حرفهایمان با عمل کرد ها فاصله دار است . . .  وقتی می خواهیم بدانیم فقط برای آنکه دیگری را بشناسیم. . . وقتی دانایی مان فقط برای ارائه در روز مباداست . . وقتی . . .

  • انوشه گلبن