هم سفر

عمومی

هم سفر

عمومی

هم سفر

همسفر های گرامی
استفاده از شعر ها فقط درصورت ذکر منبع مجاز است
درغیر این صورت موجب پی گرد هردودنیا می گردد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۰
فروردين

دعا می کنم هیچ وقت صداقت و مهربانی ات ابزار فراموش کردن دیگری  قرار نگیرد
دعا می کنم هیچ وقت اعتمادفروختن و فریب خریدن را تجربه نکنی
دعا می کنم هیچ وقت عاشقانه های صادقانت وسیله پرشدن تنهایی های تن خواهانه کسی نگردد

دعا می کنم هیچ وقت  اغوش امن و شانه مهربانت نم باران فریب نه بیند
دعا می کنم هیچ وقت احساسات واقعیت وسیله ای برای خندیدن پنهانی دیگری نشود

دعا می کنم هیچ وقت  از هیچ وقت گذشته ات غمگین نباشی

دعا می کنم هیچ وقت یاد و خاطراتت همانند من نباشد   

  • انوشه گلبن
۲۷
فروردين


 دخترک کنار زمین بازی توی پارک نشسته بود . . . .

 باد خیره به دستهِ گل ش . . . . .   او خیره به گلِ سر دخترک تاب سوار. . .


  • انوشه گلبن
۲۷
فروردين

روزگار مرا

مصلوب و اسیر میخواهد

دربند چشمی نم ناک از رفتن ها

در حسرت ِ نقش  ریمیل ِبر شانه یاد

همه عاشقانه ها و عا شقی را

تمام حسی که گرمای دل فریبش

تن بی قلب هرزگی اش را می لرزاند

روزگار مرا

متهم و بی اعتماد می خواهد

با کمترین کور سوی  خواستن

حتی لرزشی  مهربانه در ذهن را

در قعر سیاه چال مرداب روز مره گی

زیر آسمانی که تهوع تن خواهی می بارد

محکوم  می خواهد ، به بودن بی حاصل

روزگار . . . .

روزگار . . .

 و چه درد و رنجی  به جانش بد تر از این

وقتی گرمی دستی ، یا فروغ  دیدگانی

آتش بر قفل و هیمه این بند و زنجیر می زند


  • انوشه گلبن
۲۱
فروردين

عاقبت روزی زود یا دیر ترها

می روم از شهر وخاطر ، با تو یا تنها

شانه هایم خیس باران اشگها

ذهن خفته ، فارغ زدردو یادها

این سفر را گریزی نیست ، باتو یا تنها

کاش به ماند نقش مهری ، به یاد مانده ها

  • انوشه گلبن
۱۷
فروردين


چقدر دنیای زشتی ساخته ایم !!؟؟. . . .

صداقت را باخیانت . . ، دوستی را باکینه . . . .  ، محبت را باخشم وعشق را با سواستفادهوهوس های تن خواه هانه  پاسخ میدهیم . . . . ،

راستی کجای این دنیای ساخته شده ما ، گل اعتما د به بار می نشیند ؟؟؟

  • انوشه گلبن
۱۷
فروردين

مقدمتان گرامی باد

  • انوشه گلبن
۱۳
فروردين

به طور کلی در میان جشن‌های ایرانی جشن  سیزده به در  کمی مبهم است،گفته می‌شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌کردند  زیرادر اکثر نقاط ایران بعد از چند روز دید و بازدیدهای نوروزی باید کشت و کار کشاورزان شروع می شده و لذا روز سیزده و یا شیشک اول باید همه به مزارع و کشت و زارها می‌رفتند و کار را شروع می‌کردند این در واقع جشن کاشت است. سیزده بدر سنت ایرانیان باستان به مناسبت پیروزی ایزد باران (تیر روزدر زبان اوستایی تیشتَریَه )بر دیو خشکسالی اَپوش می‌باشد. در باور پیشینیان پیش از آشو زرتشت برای این که ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشکسالی نابود گردد باید مردمان در نیایش روز تیر ایزد از این ایزد یاد کنند و از او در خواست باریدن باران نمایند. در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌رفتند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار سعد و فرخنده دانسته‌اندبرای مثال در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها قرار دارد که در آن برای سیزدهم نوروز که تیر روز نام دارد، کلمهٔ سعد به معنی نیک و فرخنده آمده‌است. بعد از اسلام چون عرب سیزدهم تمام ماه‌ها را نحس می‌دانند، به اشتباه سیزدهم عید نوروز نحس شمرده شد.



  • انوشه گلبن
۱۱
فروردين


عاقبت از راه رسید

باوقار همچو بانو سپید

نم نم باران پیشکش راهش

سپید شکوفه سیب  پیش گامش

قاصدش قاصدک های رقصان

و هم او پیام آور این رستا خیز

صور دمیده شد شاید در دل مردگان

 که دل بشوئید  ، از سردی  زمستان  بی عشق

بهار ،  بانوی عاشقی از راه رسیده است


  • انوشه گلبن
۱۱
فروردين


همین کوچه ها

همین شهر پرِ شلوغ

عابرش لب به لبخند داشت

دل به سرود وگرم مهر

و

هیچ دلی را درکوچه هانمی بردند

برای دسربعد شام تنهایی

ومشت شان مهربانی پنهان بود

انقدر پنهان که برای هرخسته پیدا بود

برای رفتن از پی هوسی

هیچ کسی خنجری از پشت

در دست نداشت

توی همین کوچه ها

توی همین شهر شلوغ

  • انوشه گلبن
۱۱
فروردين


گاه صحبت «رفتن » که می شود . . اگر چه گاهی انجام این فعل نا گزیر است  اما دلم تنگ می شوم  نمی دانم شاید همین دلیل هنوز ماندن و چسبیدن به این شبهه زندگی ام باشد . . . شایدهم  به دلیل بی شهامتی بهانه !!! نمی دانم اما واقعیت این است که هرگز جدایی برایم آسان نیست حتی در این دنیای مجازی و بخصوص از کسی که واقعا وبلاگ جالبی داشت . . . . شهر عجیبی ست !!! فقط می گویم دلم تنگ می شود

  • انوشه گلبن