هم سفر

عمومی

هم سفر

عمومی

هم سفر

همسفر های گرامی
استفاده از شعر ها فقط درصورت ذکر منبع مجاز است
درغیر این صورت موجب پی گرد هردودنیا می گردد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۴۰ مطلب با موضوع «شعر من» ثبت شده است

۰۲
شهریور

دلتنگی هاتو بردار

توی کوله پشتی بگذار

بگذارکسی ندونه

دلت گرفته بهونه

دلتنگی هاتو بردار

توی باغچه بکار

بگذار فقط شبها و شبنم چشمات بدونه

  • انوشه گلبن
۱۵
مرداد

کاش تو هم می دانستی. .

که چه طعمی دارد

زیرِ این سقف کبود

بین این مردم پر رنگ وریا

یک نفس همدلی ، حتی با سکوت. .

  • انوشه گلبن
۲۶
تیر

کاش می دانستی، وقت نبودن هاتت

چگونه  گلهای قالی  ردقدمهایت را

 دنبال میکند

کاش می دانستی ، وقت نبودن هاتت

چشمانم ، چگونه

حرکت کند عقربه هارا نفرین می کند

کاش می دانستی ، وقت نبودن هایت

چگونه حتی سینیِ فنجان قهوه

به دنبال سهم فنجان تو میگردد

کاش می دانستی

وقتی دیدنت ، دور می شود و دیر

دلتنگی چقدر تلخ می شود

  • انوشه گلبن
۰۹
تیر

برای من هیچم سخت نیست

من که همیشه جایم هست 

تا نبودن دیگری

منکه چمدان خاطرهایم

پشت درب فراموشی ست

کنار آمدن باقاب خالی اتاق

نشستن در سکوت تنهایی مهتاب

خط خوردن اسمهای داده شده

که نشانی حدودم رانشان زده

سخت نیست

برای من که سنگفرش

کوچه های رفاقت دیروز

 رد پای همراه دیگرت شده 

  • انوشه گلبن
۰۸
تیر

دیگه بارون هم حال نداره
واسه نشستن کنار سنگ فرش کوچه
دیگه حتی چتر هم گله نمی کنه
از بودن توی چادر تنگ
دیگه حتی سیگار وقهوه تلخ
سایه های بی کس روی دیوار اتاق
جای خالی روی تخت . . . . .
پنجره تک چسبیده به دیوار
دیگه حتی این فریاد های سکوت
بی تفاوت به همه بود ونبود

  • انوشه گلبن
۱۵
فروردين

کسی چه میداند ؟!شاید

یک روز تو هم مبتلا شدی

به همین دردِ دست گرم

با نجوای نگاهی سرد

به همین نورخاطره ها

درتاریکی فراموشی

  • انوشه گلبن
۰۷
فروردين

تکیه بر باد داده ام

این جا که ایستاده ام

حتی سایه دیواره خاطره ها

محو می شود مپل دود سیگار

تکیه بر باد داده ام

دیگر هیچ تکیه گاهی نیست

تابودنم را تکهِ تکه

برآن تکیه دهم

  • انوشه گلبن
۰۵
فروردين

شکوفه سیب بر سرشاخه خندید
بنفشه و سوسن زیر پایش
بر لب حوض نشسته شمدانی بادامنی از سفال
حوض آبی و ماهی قرمز رقص کنان
انطرف به صف درختان نیمه بیدار
چنارِ کهنه ، انگورِ سردار و گیلاس
روی تخت کنار باعچه ،سماور قوری چای داغ
نشسته برلبش پدربزرگ غرق در رویا
زیر لب زمزمه ِ این سرود
بهارم دخترم از خواب برخیز

  • انوشه گلبن
۲۶
اسفند

 بوی بهار ، نم باران کوچه باغها

همسفرهای مسافر شده ،  خاطره ها ، اشگ و یاد ها

عا شقانه ها و عشقی ها  ، بی توقع ، بی انتظار

وبهاری که میرسد شاد و سبکبال از راه

 بدون وجودهمسفر دیروز

تنها و تنها ،  خاطره و یاد ها

  • انوشه گلبن
۲۵
اسفند

وقتی حس گرمیِ دستانت را

باد در گوشم نجوامی کند

وقتی هر سایه رهگذری

بوی آمدنت را می دهد

وقتی حتی قابهای خالی

سایه نبودن را باور ندارد

مقصر نیست ،  دل زبانم

وقتی با سایه ِ دیوار نجوامی کند

  • انوشه گلبن