هم سفر

عمومی

هم سفر

عمومی

هم سفر

همسفر های گرامی
استفاده از شعر ها فقط درصورت ذکر منبع مجاز است
درغیر این صورت موجب پی گرد هردودنیا می گردد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

شب نشینی

دوشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۳، ۰۸:۴۸ ب.ظ

دیشب درمیان ناباوری هایم
هیچ بودن این حیات راباورکردم
وگلدان حسن یوسف بیصدا وارام
به مرگ خود لبخند زد
میان هیاهوی سیگارهای ممتد
وحلقه های دودی که محو میشد
همانند همه مفهوم های تکراری
همانند همه باورهایی که باور نشد

  • انوشه گلبن

نظرات  (۳)

زیبا بود
درود بر انوشه عزیز

اگر دری میان ما بود

می‌کوفتم

درهم می‌کوفتم

 

اگر میان ما دیواری بود

بالا می‌رفتم پایین می‌آمدم

فرو می‌ریختم

 

 

اگر کوه بود دریا بود

پا می‌گذاشتم

بر نقشه‌ی جهان و

نقشه‌ای دیگر می‌کشیدم

 

 

اما میان ما هیچ نیست

هیچ

و تنها با هیچ

هیچ کاری نمی‌شود کرد

شهاب مقربین

گویا واقعا هیچچچچچچچچ

دوس داشتم این پست رو

آفرین

پاسخ:
با دورود و سلام  به مهربان همراه نازنینم که قرین منتم میکند با این آمدن ها
میان من وتو . . .
همان بهتر که هیچ نیست . . .
میان من و تو. . . .
همان بهتر که نه درب باشد و نه دیوار
چه نیاز به این همه فاصله
میان من تو
همان بهترکه تنها خطی باشد
نه از سر تکرار نه از سر تنهایی
میان من و تو
همان بهترکه مهرباشد چون آیینه
ودیگر به هیچ نیاز نیست
غیر همدلی چه نیاز به هیاهوی پرصدا
میان من وتو. . هیچ نیست هیچ

درود بر انوشه عزیز

اگر دری میان ما بود

می‌کوفتم

درهم می‌کوفتم

 

اگر میان ما دیواری بود

بالا می‌رفتم پایین می‌آمدم

فرو می‌ریختم

 

 

اگر کوه بود دریا بود

پا می‌گذاشتم

بر نقشه‌ی جهان و

نقشه‌ای دیگر می‌کشیدم

 

 

اما میان ما هیچ نیست

هیچ

و تنها با هیچ

هیچ کاری نمی‌شود کرد

شهاب مقربین

هیچ و گویا واقعا هیچ ....

آفرین دوس داشتم