هم سفر

عمومی

هم سفر

عمومی

هم سفر

همسفر های گرامی
استفاده از شعر ها فقط درصورت ذکر منبع مجاز است
درغیر این صورت موجب پی گرد هردودنیا می گردد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

فراراز درون آیینه

سه شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۳، ۰۱:۲۴ ب.ظ

یادم بشه این بارکه پابه راه شدم از وسط آیینه رد شوم . . .

یادم باشه این بار که چمدان سفر می بندم همه خورده شکسته های غرور و خاطرات را بردارم و ردی جانگذارم . . .

یادم باشه این دفعه همه پلها و درب هاو کافه هاو خیابونها و بهانه ها و هرچیزی که دلیل برگشتنه پست کنم به سیاره مریخ. . . . .

به یه چهره آشنا رسیدم ودستِ دلم را دراز کردم ، لبخندی زدو دست دراز کرد پشیزی از کیفش درکاسه دوستی انداخت. . . . !!!

اون یکی رو مهربانی تعارف کردم ، تا لقمه آخر خورد ویک بشقاب تهمت و دروغ برایم قی کردو رفت. . . . !!!

به نیم غریق افتاده در مردابِ تملق ریسمانی از جنس اعتماد دادم ، کشید و من را هم غرق کرد. . . . !!!!!

به پر شکسته بی پناهی  شانه ای صادق و آغوشی امن هدیه کردم، پر زد ، رفت. . .  روی رد ریمل مانده برشانه ام نوشت این آغوش برایم هم آغوشی نداشت . . . . . !!

دیگر جایی برای بودن نیست . . . . حتی کورسوی امیدی هم دلم را گرم نمی کند . . . زمستان در راه است باید که کوله برپشت از میان آیینه سفر کرد

  • انوشه گلبن

نظرات  (۱)

گذر از آیینه...

دیشب همه شهر دعا می کردند

تا آمدنت خدا خدا می کردند

یاد از تو و کاروان مهتابی تو

یاد از سفر آیینه ها می کردند

دیشب همه با دست ترک خورده دل

در کوچه غم پنجره وا می کردند

دیشب که تو آمدی مرا مردم شهر

همسایه ایینه صدا می کردند

پاسخ:
سپاس مهربان همراهم . . . غبار دوری ات از دل رفت